Mittwoch, Dezember 03, 2008

اکتشاف تمام رنگی و نوین سردبیر(!) و مخترع "کنجکاو" سکولاریسم (!) نو و ول و واویلای "احترام(!)" مضاعف به "آزادی بیان(!)" نو


دارالترجمه یاجوج و ماجوج / تصحيح لازم و کوتاه و گويا و مستحب


   new secularism.comفهرست موضوعی مطالب   newsecularism    اسماعيل نوری  ...جمعه گردی ها... يادداشت های هفتگی اسماعيل نوری...چرا سکولاريسم نو؟   کوتاه  و  گويا  و چه و چه
اکتشاف تمام رنگی
و نوین سردبیر(!) و مخترع "کنجکاو" سکولاریسم (!) نو و ول و واویلای "احترام(!)" مضاعف به "آزادی بیان(!)" نو

...................


"يک تصحيح لازم
در مورد مقالۀ آقای اميرهوشنگ آريان پور
روز گذشته، سکولاريسم نو مبادرت به انتشار نامه / مقاله ای از آقای امير هوشنگ آريان پور کرد که از طرف مدير وبلاگ «احترام آزادی» برای ما ارسال شده بود.

چند ساعت بعد، آقای آريان پور... در حاليکه توضيح می دادند که «من هيچگاه در نوشته هايم خودم را دريادار نمی خوانم»، از ما خواستند که متن مقا
لۀ ايشان را نه از وبلاگ «احترام آزادی» که از سايت «خبرگزاری جبهۀ ملی ايران» نقل کنيم تا متن درست تر به ديد خوانندگانمان رسيده باشد.
اين خواست ما را کنجکاو کرد تا دو متن را با هم مقايسه کنيم.
در اين مقايسه معلوم شد که علاوه بر چند اصلاح انشائی، جمل
ات و عباراتی نيز به مقالۀ آقای آرين پور افزوده شده است.
لذا، تصميم آن شد که، بجای جايگزين کردن متن اصلی با متن وبلاگ «آحترام آزادی»، اضافات و تغييرات انجام شده بوسيلۀ اين وبلاگ را... در همان متن منتشر شدۀ ديروز مشخص کنيم"!

سردبیر(!) و مخترع "کنجکاو" سکولاریسم (!) نو و ول
و واویلای
"احترام(!)" به "آزادی بیان(!)" نو
http://www.newsecularism.com/2008/1208-A/120208-Amir-Hushang-Aryanpour-Pahlavi.htm
چهار شنبه 13 آذر 1387 ـ 3 دسامبر 2008
........................

تمرین...
.............

" چرا «سکولاريسم نو؟.../
چرا برای من «سکولاريسم» اينقدر اهميت دارد؟ و چرا مصرانه می کوشم تا صفت «نو» را به آن اضافه کنم؟ ...آنچه که می نويسم حاصل تجربه ای نيمقرنی است که بايد جائی به بار بنشيند و حاصلی...
اگر شما هم در همين قايق نشسته ايد اين اوقيانوس و اين پارو" !

ا. ن. علای آگهی تجارتی ترکمون زدن سکولاريسم (!) سیکیم خیالی نو
سکولاریسم نو ! New Seculairism
http://www.newsecularism.com/Nooriala/introduction.htm

Dienstag, Dezember 02, 2008

سریال فورانِ عقده‌هایِ "دفتر" محاسبات زمانه مخاطبان(!) حضور محفل انس منفعت و دل‌خواسته‌هایِ شخصی و ناچیزِ و فروخورده ی مزدوران رادیو زمانه آخوندی


دارالترجمه یاجوج و ماجوج

سریال فورانِ عقده‌هایِ
"دفتر" محاسبات زمانه مخاطبان(!) حضور محفل انس منفعت و دل‌خواسته‌هایِ شخصی و ناچیزِ
و فروخورده ی مزدوران رادیو زمانه آخوندی


"داستان ِ زمانه و گسست ِ ارتباط ِ مخاطبان با رادیو/
ماجراهایِ اخیر در رادیو زمانه از جهاتِ بسیاری عبرت‌آموز است! دستِ‌کم برایِ مهدیِ جامی و ما تماشاچیان یک دوره بازشناسیِ آدمیان و اطرافیان گاه به عیان‌ترین شکلِ ممکن بود. پس از برکناریِ ناگهانیِ او از مدیریتِ زمانه شاهدِ فورانِ انبوهِ عقده‌هایِ فروخورده بودیم.
یکی می‌گفت حقش بود چون من را دعوت به همکاری نکرد و دیگری دلش خن
ک شده بود چون درخواستِ همکاری‌اش را رد کرده بودند. گویی برخی از ما ایرانیان باید همیشه کودک باقی بمانیم و جز منفعت و دل‌خواسته‌هایِ شخصی و ناچیزِ خود به هیچ منفعتِ جمعی و انتظارِ عمومی نیندیشیم"!

دفتر زمانه
http://zamaneh.malakut.org/2008/12/post_80.html
دوشنبه ۱۱ آذر ۸۷ / December 1, 2008

کوتاه و گويا و مستحب: یادتون نره ها! وقتتونو "وقف" کنین به روحانیت(!) سیکیمخیاریسم نو و ول و واویلا

دارالترجمه یاجوج و ماجوج / کوتاه و گويا و مستحب

یادتون نره ها !
وقتتونو "وقف" کنین
به روحانیت (!) سیکیمخیاریسم نو و ول و واویلا

حاجی آسید ممدلی ابطحی جونیور باشگاه سکولاریسم (!)
"رابطۀ نهاد روحانیت و تحزب /
روحانیت همیشه دارای پروتکل ویژه و سختی بوده است که غیر روحانیون کمتر از آن اطلاع دارند"!

حاجی آسید ممدلی ابطحی جونیور
باشگاه
سکولاریسم (!) "نو(!)" و ول و واویلا
http://www.newsecularism.com/2008/1208-A/120208-Mohammad-Ali-Abtahi-Tahazzob.htm
سه شنبه 12 آذر 1387 ـ 2 دسامبر 2008
..........................................

....تمرین
............

"برخی از دوستان و خوانندگان ما، بخصوص پس از انتشار مطالبی از افراد وابسته به حکومت اسلامی، بر خط مشی ما خرده گرفته اند. برای نمونه، دوستی نوشته است:
درج نوشته ها و مقالات زمامداران حکومت اسلامی و آخوند های حوزه های قم که با وقاحتی تام و تمام به دشمنی با آزادی و برابری نه در نظر که عملاً در مقام نظام اسلامی می پردازند به دور از انتظار است.
از سویی دشمنان آزادی و حقوق انسانی ملت ایران که
سایت شما را جولانگاهی یافته اند برای تراوشات ذهن بیمارشان، هزاران بوق و بلند گو در اختیار دارند و با چنگ انداختن بر ثروت ها و سرمایه های ملت ایران هیچ مشکل مالی در ایجاد پایگاه ها و کانال های رسانه ای ندارند.
آیا ایشان در رسانه های بیشمار خود اجازهء نشر مقاله ای مخالف با دیدگاه های انسان ستیز و تبعیض گزار خود را به شما می دهند؟ ...

من، بعنوان سردبير سکولاريسم نو، چنين می انديشم که... يک سکولار بايد بيشترين وقت خود را در خواندن و شنيدن سخنان دشمنان سکولاريسم (و اينک سکولاريسم نو) بگذراند"!

ا.ن. علا
سردبیر(!)
تراوشات سیکیم خیاریسم نو و ول و واویلا
http://www.newsecularism.com/Nooriala/012108-A-note-on-policy.htm

اگر به اينها رو بديم برای هر کدوم مون يک مأمور ميزارن

فرهنگی و هنری
هنر و ادبيات در خدمت مبارزه طبقاتی


طرح انضباط اجتماعی يا ترفندی جديد برای سرکوب توده ها


اين روزها همه جا صحبت از طرح انضباط اجتماعی ميکنن !

بيشرفها با پرروئی هر چه تمام تر ميگن به دنبال رفتار سازی ما مردم هستن و تا وقتی اون رفتاری که اينها انتظار دارن تثبيت نشه ميخوان به اين وضع ادامه بدهند، ظاهراً اين تازه شروع کاره!

از ايستگاه های پليس سيار در محدودۀ کلانتری ۱۰۳ تهران و راه اندازی دو پايگاه انتظامی در منطقۀ حصارک کرج بگير تا بندر گناوه در استان بوشهر فعلاً خبر داريم. همۀ اينها رو هم بهانه کردن به اسم جمع آوری دستفروشان و متکديان.

اگر به اينها رو بديم برای هر کدوم مون يک مأمور ميزارن. نظر تو چيه؟

از اينجا مونده از اونجا رونØ

در مجموع دلم برای استعداد این جوان شیرین سخن نگران شد


هادی خرسندی
http://photos1.blogger.com/blogger/7387/1188/1600/hk.0.jpg

http://www.asgharagha.com/

طنزخوانی این جوان خوشذوق ..... سالن خاتمیزده، این سروده ی خاتمی-گرا و احمدی نژاد-زدا، کلی گل و ..... از گردن فروهرها گذشت ....کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست .... (12ثانیه) منفجر میشود. بیشتر ..... چند خط را به احترام همه ی آنها ......... جماعت کف بزن و کمپین ساز، چقدر فراموشکار .... شیرین عبادی (که هرچه از دهنش درآمد به ....... در سوگ لاجوردی جلاد نشان داد، برای ..... بخیل که نیستم.

نيما دهقاني و «موج سوم – پویش براي دعوت از خاتمی»

------------------------

طنزخوانی این جوان خوشذوق، نیما دهقانی خیلی به مذاق جماعت خوش آمده که لینک یوتیوپی اش را این دست آن دست میکنند و سی چهل تاش هم برای ما رسیده.
نامه ی منظومی است که «کبلا مراد» از ولایت برای خاتمی نوشته، در راستای «پویش (یعنی کمپین) براي دعوت از خاتمی»
کار بامزه ولی ناخالصی است. طنز نیست، کنایه است. یا نوعی طنزکنائی فوقش. در آن سالن خاتمیزده، این سروده ی خاتمی-گرا و احمدی نژاد-زدا، کلی گل میکند و صدای ابراز احساسات تماشاگران ِ جو گرفته هم به گیرائی بیشتر ماجرا کمک میکند.
«کبلا مرادو»، از جمله به خاتمی میگوید: (پرانتزیها از ماست)
« .... چه ایام خوشی با هم سپردیم - چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم ...
حدوداً دوم خرداد بودا ... دل مردم ز غم آزاد بودا ...
(از خوشی کلیه هاشان را میفروختند)
مث برق و مث توفان گذشت‌ها
به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها ...
(از گردن فروهرها گذشت)
کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی‌ست -
بدون تو، تو ده صلح و صفا نیست
(صفا را صادر کردند برای شیخ های امارات)
دل مردم براتان تنگه تنگه ... هنوز کیفت به کوکه ... شاده جونت؟
هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟
(لابد اشاره اش به آنجاست که خاتمی دانشجویان را اراذل و اوباش خواند.)
یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!
(اینجا تقریباً سالن از خنده و کف زدن و سوت زدن (12ثانیه) منفجر میشود. بیشتر از هرجای دیگر اینجا یخش میگیرد. اين هم حسن تشخيص کفزنان حاضر. بيشتر جاها هم منتظرند يکي شروع کند - بز پيشاهنگ گله - تا آنها هم کف بنزند)
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست نیازی به حضور خاتمی نیست (کنایه: آقا بیا ما را از غم و اندوه نجات بده)
به جان تو خوشیم بسیار سید! حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟ .....» برای انتخابات آینده.

در مجموع دلم برای استعداد این جوان شیرین سخن نگران شد که اگر ذوقش را مثل شاعران حزبی و هنرمندان قالبی، توی ظرف ترک خورده ی خاتمی بریزد ......
بگذریم. این چند خط را به احترام همه ی آنها که کلیپ این جوان را برایم فرستادند مینویسم، وگرنه راجع به لوس بازی ها و خاتمی بازی ها و میاد یا نمیادها و کمپین ها و پویش های دعوت از خاتمی، تصمیم دارم ننویسم!
(نزديک به يک دقيقه کف زدن و تشويق پاياني)

این جماعت کف بزن و کمپین ساز، چقدر فراموشکارند. یادآوردن عکس العمل خاتمی به خبر جایزه بردن شیرین عبادی (که هرچه از دهنش درآمد به جایزه صلح نوبل گفت) و تجلیلی که در سوگ لاجوردی جلاد نشان داد، برای آدم خنگی مثل من کفایت میکند که طنز این جوان بانمک را هم تحویل نگیرم. اما آنها که ندیده اند بروند به اینجا ببينند من چه ميگويم.


Montag, Dezember 01, 2008

رادیو فارسی زبان زمانه و چه و چه یاجوج و ماجوج خارج از "کشور" آخوندها






آزادی داریم فراوان. دمکراسی داریم٬ بیا و ببین. مشارکت مردمی داریم وحشتناک. برنامه ریزی و مدیرت اجرایی داریم٬عالی. مقام عظمای ولایت داریم مامان


ای خانم‌های عزیز!

کمپین یک میلیون امضایت را ول کن بیا بغل عمو.
خودم میخوام کمپین ۷۵ میلیونی راه بیاندازم.


برای اولین بار نظام مقدس جمهوری اسلامی٬ ایرانیان مقیم خارج کشور را آدم حساب کرده و از آنها خواسته
برای لغو تحریم‌های بین المللی علیه ایران یک کمپین راه بیاندازند و به این کار دنیا اعتراض کنند. (لینک خبر)

آخ بروی چشم!
ما اگر این کمپین را برای جمهوری اسلامی عزیز درست نکنیم برای چه کسی بکنیم؟
به روی دوتا تخم چشام!
حتما همین کار را میکنیم و از فردا کار و زندگی‌مان را ول میکنیم و می‌افتیم به جان جامعه بین الملل.
یک کمپین راه می‌اندازیم برای احقاق حقوق نظام دوست داشتنی جمهوری اسلامی.
به دنیا اعتراض میکنیم که چرا شما اینقدر با جمهوری اسلامی لج هستید؟ چرا اینقدر اون طفلک را اذیت میکنید؟
مگه اون چیکار کرده؟
سرش رو انداخته پایین داره ماست خودش رو میخوره. نه با امور داخلی دیگر کشورها کار داره. نه در افغانستان و عراق و لبنان و فلسطین شیطنتی میکنه. نه دنبال دستیابی به سلاح‌های مخرب است. نه مثل دیگر کشورهای اروپایی و امریکایی خون مردم‌اش را توی شیشه کرده و آنها را به بردگی میکشد.
آخه این نظام چه هیزم تری به شما فروخته؟
در کجای دنیا سراغ دارید که مثل حکومت ایران٬ دولت کاری به کار مردم نداشته باشد؟ مردم برای خودشان زندگی میکنند٬ حکومت هم برای خودش.
جمهوری اسلامی مثل بقیه دولتها نیست که با اتباع خودش سر خصومت داشته باشد. بعضی از حکومتها آنقدر عوضی هستند که شهروندان مقیم خارج‌اش جرات ندارند برای دیدن سرزمین مادری‌شان به آنجا سفر کنند. مثل سک هار توی فرودگاه میگیرند و می‌برند جایی که عرب نی بیاندازد.

جمهوری اسلامی که مثل دیگر حکومتها نیست. آغوشش را باز کرده برای استقبال از هموطنان داخل و خارج کشور. او معتقد است ایران مال همه ایرانیان است نه ارث بابای چهارتا آخوند.

ما باید از همین فردا یک کمپین راه بیاندازیم برای حمایت از مظلومیت نظام جمهوری اسلامی. باید به دنیا بگیم که چه حکومت نازی داریم. توی ایران آزادی داریم فراوان. دمکراسی داریم٬ بیا و ببین. مشارکت مردمی داریم وحشتناک. برنامه ریزی و مدیرت اجرایی داریم٬عالی. مقام عظمای ولایت داریم مامان!

رئیس جمهوری داریم که از باسوادی و خوشفکری حرف نداره.
مجلس شورا داریم بینظیر. نماینده هاش اصلا به فکر پرکردن جیب خودشون نیستند فقط به فکر تامین منافع مردم‌اند.

ای خانم‌های عزیز!
کمپین یک میلیون امضایت را ول کن بیا بغل عمو. خودم میخوام کمپین ۷۵ میلیونی راه بیاندازم. بیا میخواهیم علیه تحریم‌های بین المللی مبارزه کنیم. خوبی این کمپین ما اینه که هیج‌یک از ما را دستگیر و زندانی نمیکنند. شاید سیبیل مان را هم چرب کردند. خدا را چه دیدید. بیایید به ما ملحق شوید که نون توی این کاره. بجنبید که فردا دیر است.

اگر زن کاری کند که صبر مرد سر بیاید و دیگر نتواند تحمل کند می‌تواند کتک بزند؛ اما نباید طوری باشد که صورت زن را زشت کند


کافه ناصری
http://www.mimnoon.com/


چطور زن‌ها را بزنید؟


-راه حل سوم این است که کتک شان بزنید

-درست است

-حالا به نظر شما این کتک زدن چطور باید باشد؟ شما چی فکر می‌کنید؟

-کتک زدن آرام

-آرام کتک زدن به چه طریقی؟

-برای مثال من توی صورتش نمی‌زنم.

-زدن توی صورت ممنوع است حتی برای حیوانات. حتی وقتی می‌خواهید شتر یا الاغ‌تان را راه بیندازید نباید توی صورتش بزنید. اگر این حکم برای حیوانات درست باشد برای آدم‌ها هم همین حکم جاری است.
پس باید آرام کتک زد و به صورت ضربه نزد.
اگر زن کاری کند که صبر مرد سر بیاید و دیگر نتواند تحمل کند می‌تواند کتک بزند اما نباید این ضربه‌ها طوری باشد که صورت زن را زشت کند. یا به جایی از بدن ضربه نباید زد که جای آن بماند. نباید طوری زن را کتک زد که حیوان یا بچه را آن طوری کتک نمی‌زنیم. یا نباید به صورتش چپ و راست سیلی بزنیم.
این محتوای این برنامه تلویزیونی است که از یک شبکه خصوصی در لبنان پخش می‌شود. در توضیح این ویدئو در دیگ نوشته که مربوط به عربستان سعودی است ولی این ال بی سی ظاهرا یک شبکه لبنانی است.

برنامه از این برنامه‌های گفتگو با جوان‌هاست که غیر از مجری برنامه سه تا پسر جوان هم در آن حاضر هستند و قرار است در آن گویا درس‌های زندگی اجتماعی به جوانان عرب آموزش داده شود!