Mittwoch, Juni 25, 2008

زیتون: اگر روز زن نخواهیم، چه کسی را باید ببینیم؟

Zeitoon
زیتون
http://z8un.com

اگر روز زن نخواهیم، چه کسی را باید ببینیم؟



مرده‌شور این روز زن را ببرد! چپ و راست بهمان تبریک می‌گویند!
تبریک چی؟ که همسر خوبی هستی! خوب ظرف‌می‌شویی و جارو پارو می‌کنی!
ننه‌ی خوبی هستی! خوب گُه بچه می‌شویی! خوب شب‌نخوابی می‌کشی! خوب مریض‌داری می‌کنی! خوب مهمان‌داری می‌کنی!
آفرین، دختر خوبی هستی! هر چه پدر و برادر و عمو و دایی و پدربزرگ و پسرعمو به تو می‌گویند سر بالا نمی‌کنی که جوابشان را بدهی!
کارمند خوبی هستی! ! همیشه به موقع سرکار می‌آیی و گاهی جور کارمندان مرد اداره‌ات را می‌‌کشی. مقنعه‌مشکی و مانتو گشاد می‌پوشی و چشم ناپاکان را از خودت دور می‌گردانی!

این دوسه روز هر کس به من این روز را تبریک گفت خواستم کله‌اش را بکنم!
اگر من نخواهم همسر و مادر و دختر و خواهر و خواهر زاده و دختر عمومی خوبی نباشم باید چه کسی را ببینم؟
بابا به خدا من در درجه‌ی اول یک انسانم!
حق و حقوق انسانی‌ام را بدهید، بقیه تعارفاتتان پیشکشتان!
بهتان گفته باشم! نمی‌توانید مرا با یک قابلمه و گلدان و لیوان و یک عطر و گردنبند خر کنید!

سال‌های سال شادی و رقص و رنگ را از من گرفته‌اید و به جایش گریه و راهپیمایی و رنگ سیاه هدیه داده‌اید. شغل‌های مهم را از من گرفته‌اید و راه آشپزخانه را به من نشان داده‌اید. مرده شوره‌تان را ببرد! می‌توانید چیزی بدهید که این‌ عقده‌ها را از روح من پاک کند؟

من دوست ندارم نه از روی دامنم و نه از زیرش هیچ مردی به معراج برسد! اصلا مگر زن فقط در رابطه با مردان تعریف می‌شود؟
من اگر پدر و مادر نداشتم. شوهر نمی‌کردم، برادر نداشتم، بچه نداشتم اسمم را چه می‌‌گذاشتید؟ اسمم می‌شد "بیچاره" و "طفلک" شوهر گیرش نیامده؟ نازاست؟
یتیم است؟ بیوه است؟
حقوق انسانی‌ام را بدهید بقیه پیشکشتان!

خریت کردم به دوسه نفر بزرگتر که فکر می‌کردم چون بزرگ‌ترند و مذهبی، باید زنگ بزنم.
یکیشان گفت: من امروز را به عنوان روز زن قبول ندارم؟ 25 آذر بهم زنگ بزن و تق گوشی را گذاشت.
دومی گفت من 8 مارس را به عنوان روز زن قبول دارم. فاطمه به‌عنوان یک مادر 18 ساله‌ با سه بچه قدو نیم‌قد برایم عزیز است. اما برایم نمونه نیست.
دیگر به کسی زنگ نزدم. اصلا به من چه؟